تبلیغات
بلان - توطئه 3
بلان
بارها گفت محمد، که علی جان من است؛ هم به جان علی و جان محمد صلوات
دوشنبه 27 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : محمدرضا بلانیان

زمامداری با پنج رای موافق

 

پس از جدالهای لفظی و مشاجره، ابوبکر با پنج رای به عنوان‏خلیفه رسول الله انتخاب شد. اجتماع‏کنندگان هنوز پراکنده نشده‏بودند که عده‏ای سواره و پیاده در شهر خودنمایی کردند. قبیله‏بنی اسلم که وابسته مهاجران بودند، وارد مدینه شدند، به آن سان‏که کوچه‏ها را پر کردند و با ابوبکر بیعت نمودند. [1]  شیخ مفیدبه روایت از ابو مخنف آورده است که بنی اسلم برای تهیه خواربار به مدینه آمده بودند. به آنان گفته شد: اگر به ما یاری‏دهید که برای جانشین پیامبر (ص) بیعت‏ستانیم، به شما خوار وبار می‏دهیم. پس بنی اسلم به امید دریافت‏خوار و بار به یاری‏برخاستند، تا آنجا که هر کس را که از بیعت‏خودداری می‏کرد باضرب و زور بدین کار مجبور می ساختند. [2]  بی‏سبب نبود که عمرمی‏گفت: من تا بنی اسلم نیامده بودند به پیروزی اطمینان‏نیافتم. [3] .

 

[1] تاریخ طبری، ج 3، ص 205.

[2] الجمل، شیخ مفید، ص 59؛ لامنس بااستناد بر مطالب تاریخ‏ابن فرات نوشته است این گروه سه نفره (ابوبکر، عمر، ابو عبیده)از همکاری بنی اسلم مطمئن شده بودند (ص 142، حاشیه 7).

[3] تاریخ طبری، ج 3، ص 222.

تأکید بر بیعت‏ گیری

در آن هنگامه دیگر جای هیچ اقدام مخالفی که بتواند به نتیجه‏انجامد وجود نداشت. کمترین مخالفت‏با شدیدترین پاسخ و شوم‏ترین‏کشتار و اختلاف مواجه می‏شد. تا اینجا به خوبی معلوم بود که آن‏گفتگوها و مشورتهای سران قبایل، نظر عمومی مسلمانان مدینه رادر بر نداشت و آنان هیچ فرصت اندیشه در این باره نداشته ومخالفان نیز با تهدید و تطمیع سکوت کرده‏اند. نیز با مطالعه‏متن گفتگوها و دقت در استدلالهای طرفین، آنچه که معیار تعیین‏حق اولویت‏خلافت مطرح و بر آن تاکید و توافق می‏شود و بر همان‏اساس «ابوبکر» خلیفه می‏گردد، مساله خویشاوندی و نسب باپیامبر (ص) می‏باشد. اما به راستی آیا طبق این معیار کسی‏شایسته‏تر از ابوبکر یافت نشد؟ ابوبکر خود در فردای آن روز این‏پرسش را پاسخ گفت. وی به مسجد پیامبر آمد و عمر خطبه‏ای درفضیلت و سبقت او در اسلام و یاری وی از دین و همراهی‏اش باپیغمبر (ص) از مکه به مدینه خواند و از مردم خواست‏با او بیعت‏کنند. مردم نیز جز عده‏ای از انصار [1]  و خویشاوندان پیغمبر (ص)بیعت‏با او را پذیرفتند و ابوبکر به طور رسمی به خلافت رسید.او در آن مجلس خطبه‏ای خواند و در ضمن آن گفت: مرا که برای‏زمامداری برگزیده‏اید بهترین شما نیستم حاضرم این مسؤولیت رااز گردن خود بردارم. من در کار خود و اداره امور مسلمانان به‏کتاب خدا و سنت رسول خدا رفتار خواهم کرد. جز آنکه همراه‏پیامبر فرشته‏ای بود که او را از گناه و خطا بازمی‏داشت اماآگاه باشید که مرا شیطانی است که گاهی مرا فرو می‏گیرد. هرگاه‏پیش من آمد از من بپرهیزید. [2]  با بیعت مردم با ابوبکر کارتعیین زمامدار به ظاهر پایان یافت. اما از آن زمان تا حال وآینده این پرسش باقی است که چرا در چنان مجلس مشورت که سرنوشت‏مسلمانان تعیین می‏شد، خاندان حصرت محمد (ص) را در زمره مشاوران‏به حساب نیاورند؟ برای آشوبگران سقیفه کاملا هویدا بود که فراخوانی خاندان‏پیامبر اکرم به آن مجلس، مانع از پیشبرد اهداف آنان است. زیرادر آن صورت ایشان حقایقی از فرمایشهای رسول اکرم (ص) را که‏گویای منزلت‏خود بود به یاد مردم می‏آوردند و توطئه‏ها خنثی‏می‏شد. به همین منظور بازیگران سقیفه برای این کار بهترین زمان‏ممکن را انتخاب کردند تا اهل بیت‏به موجب اشتغال به مراسم‏تجهیز پیامبر (ص) فرصت‏حضور نیابد.

 

 

[1] از گروه بیعت نکردگان، سعد بن عباد رئیس قبیله خزرج که‏از بیعت‏با ابوبکر سر باز زد، هیچگاه در نماز او حاضر نشد. درروزگار خلافت عمر به زخم تیر از پا درآمد. جز سعد، علی(ع) وبنی هاشم و چند تن دیگر از صحابه نیز تا مدتی از یعت‏باابوبکر سر باز زدند.

[2] طبقات ابن سعد، ج 3، ص 212، تاریخ طبری، ج 3، ص 223،الامامه، ج 1، ص 16.

خاندان پیامبر را به شور نطلبیدند

این پرسش که چرا در سقیفه خاندان وحی را به شور نطلبیدند درهمان زمان نیز از سوی برخی مطرح شد. اما پاسخی که از طرف‏گردانندگان حکومت ارائه می‏شد این بود که این حرکت تصمیمی ازپیش طراحی‏شده نبود بلکه ناخواسته و به یکباره اتخاذ شده است. صمیمی‏ترین یار ابوبکر، خلیفه دوم، بعدها گفت: انتخاب ابوبکربرای زمامداری کاری ناخواسته و نااندیشیده بود که خود جوش‏پیش آمد اما خداوند آثار زیانبار احتمالی آن را پیشگیری‏کرد. [1]  او این سخن را پس از وقتی بیان کرد که این زمزمه درمیان مردم رواج یافته بود که: اگر خلافت‏برای ابوبکر به تعیین‏پیامبر (ص) نبوده و با رای تنی چند از افراد، استوار شده است‏پس هم اینک نیز مردم حق دارند با رایی به مراتب افزون‏تر،دیگری را به زمامداری برگزینند.

 

 

[1] سیره ابن هشام، ج 4، ص 308؛ تاریخ طبری، ج 3، ص 205.

 

طراحی توطئه از قبل

جز دلایل و قراینی که پیشتر برشمردیم شواهدی نشان می‏دهد که آن‏تصمیم با توطئه قبلی صورت گرفته است و گرنه برای گروهی اندک‏چگونه زمینه و امکان کودتایی این چنین وجود داشته است؟! برخی‏شواهد بر توطئه بودن آن غایله به قرار زیر است: الف- در آیه‏ای از قرآن در هشدار الهی به پیامبر (ص) چنین‏می‏خوانیم: (و من اهل المدینه مردوا علی النفاق لا تعلمهم) [1]  یعنی هم اینک در شهر تو مدینه از کسانی که به ظاهر اسلام‏آورده‏اند هستند کسانی که بر نفاق خویش باقی‏اند (آنان که برنفاق خو گرفته‏اند و دمی از روی حقیقت‏به تو ایمان نیاورده‏اند)غیر از آنکه نفاق ایشان چنان زیرکانه است که اگر ما آنها رابه تو معرفی نکنیم هیچ گاه آنان را باز نشناسی! ب- تلاش عمر و ابوبکر برای تصدی امامت نماز به جای پیامبر (ص)در ایام بیماری آن حضرت [2]  ج- گفتار امام علی (ع) به عمر که «شیر خلافت را بدوش که برای‏تو نیز نصیبی خواهد بود. امروز زمام آن را محکم برای ابوبکردر دست گیر، تا فردا در اختیار تو باشد.» [3]  د- نامه معاویه به محمد بن ابی‏بکر و اشاره به همدستی ابوبکرو عمر بر ضد علی (ع) و غصب خلافت. [4]  ه- واگذاری خلافت از طرف ابوبکر به عمر و سخن عمر پس ازمضروب شدن به دست ابو لؤلؤ که اگر ابو عبیده زنده بود، او را به‏جانشینی برمی‏گزیدم. [5]  در برخی از روایات نیز به این زمینه‏چینی که ریشه در گذشته (زمان رسول اکرم-ص-) داشته تصریح شده است. [6]  حوادث بعدآشکار نمود که انتخاب خلفا در عهد هر سه خلیفه بر اساس آن بودکه خلافت در خاندانهای قریش به جز خاندان بنی هاشم به گردش‏درآید. و در اجرای این سیاست، قریشیان، اول «ابوبکر» را ازتیره تیم و سپس «عمر» را از تیره عدی، و پس از او «عثمان‏»را از تیره بنی امیه، برای خلافت انتخاب کردند. خلفا بر پایه‏همین مقصد و سیاست، انصار و بنی هاشم را از صحنه سیاست دورنگاه داشتند و به هیچ وجه ریاست ارتش در فتوحات و حکومت‏شهرهای اسلامی را به آنان واگذار نکردند.

 

 

[1] سوره توبه، آیه 110.

[2] مسند احمد، ج 1؛ تاریخ طبری، ج 3، ص 190.

[3] ابن ابی الحدید، ج 6، ص 11.

[4] مسعودی، مروج، ج 3، ص 21 و 22.

[5] ابن سعد، ج 3، ص 413.

[6] مسند احمد، ج 1، ص 110.

روح الله رمضانی





نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

اللهم صل علی محمد و آل محمد (وعجل فرجهم)
مدیر وبلاگ : محمدرضا بلانیان
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظر شما درباره نتیجه مذاکرات هسته ای چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :