تبلیغات
بلان - صدقه، هبه، هدیه و تفاوتهای آنها
بلان
بارها گفت محمد، که علی جان من است؛ هم به جان علی و جان محمد صلوات

صدقه

صدقه بما هو صدقه، بر دو قسم است: مالی و غیرمالی.

صدقه(مالی)، چیزی است که انسان از مال خود جدا کرده و در راه خدا به قصد قربت به فقرا می­بخشد.

در صدقه مالی باید قصد قربت داشته و در حکم هبه معوضه میباشد که در آن رجوع جایز نیست. (صدقه از عقود معاوضی بوده، وعوض در آن آرزوی رضای الهی و قصد تقرب به درگاه ربوبیت خداوند است) فقهاء اهل سنت هم رجوع در صدقه را جایز نمی دانند.

در صدقه، قبض فقیر شرط است و تا زمانی که قبض صورت نگرفته، بر ملک مالک قرار دارد و او میتواند، مجدداًً آن را تملّک کند، هر چند کراهت دارد.

هر عمل مستحب و نیکوئی را صدقه غیر مالی گویند؛ مثل خواندن قران.

و اما صدقه از نظر احکام خمسه بر دو قسم است: واجب و مستحب.

صدقه واجب دو قسم است، زکات اموال و زکات ابدان.

زکات اموال همان موارد نه گانه معروف است (گاو، گوسفند، شتر، گندم، کشمش، جو، خرما، طلا و نقره) که مصارف آنها در آیه 60 سوره توبه وارد است.

زکات ابدان، فقط زکات فطره را گویند.

 

هبه

هبه چیست؟

هبه در لغت به معنای انعام، بخشش، هدیه و صدقه می‌باشد.

هبه به معنای بخشیدن مال دارای ارزش بهروری به دیگری است بصورت مجانی البته گاهی هم ممکن است هبه در مقابل عوض باشد که به آن هبه معوضه میگویند.

در اصطلاح حقوقی نیز عبارت از عقدی است كه به موجب آن یك نفر مالی را مجاناً به شخص دیگری تملیك می‌كند.

هبه بمعنای عام خود شامل وقف - هدیه - صدقه - نحله - جایزه - نیز میشود هبه کننده را واهب و طرف دیگر را متهب میگویند و به مال هبه شده عین موهوبه گفته میشود.

شرائط هبه

در فقه ومنابع حقوقی برای تحقق هبه شرائطی مقرر شده که ذیلا ذکر میگردد:

۱- کسی که مالی را هبه میکند باید اهلیت معامله و تصرف داشته باشد مثلا کودک یا مجنون نمی تواند مالی را هبه کند.

۲- هبه کننده باید مالک مالی باشد که می خواهد آن را هبه کند، لذا مال کس دیگر را نمیتوان هبه کرد.

۳- هبه وقتی محقق میشود که مورد قبول متهب (یعنی کسی که مال به او هبه شده) قرار گیرد و به تصرف او درآید بنابراین اگر طرف آن را قبول نکرد و یا به تصرف او داده نشد هبه محقق نمی­شود البته منظور از تصرف این نیست که متهب حتما خودش آن را تصرف کند بلکه اگر وکیل یا ولی یا نماینده او آن را تصرف کرد کافی است.

4- متهب نیز باید برای قبول هبه اهلیت داشته باشد. بنابراین صغیر غیر ممیز و مجنون نمی‌توانند متهب باشند. ولی صغیر ممیز و سفیه به علت داشتن قصد انشاء، می‌توانند متهب واقع شوند. و آن را اگر بلاعوض باشد، قبول كنند.

عین موهوبه: عبارت از مالی است كه از واهب به متهب منتقل می‌شود و این مال می‌تواند دین و منفعت باشد.

شرایط صحت و تحقق هبه

  1) قبض:

«هبه واقع نمی‌شود مگر با قبض متهب و قبضی مؤثر است كه با اذن واهب باشد». (مفاد ماده 798 قانون مدنی)

  به عبارت دیگر هبه در زمرۀ عقود معینی قرار دارد كه عقد با صرف تراضی و ایجاب و قبول واقع نمی‌شود و نیاز به قبض و اقباض دارد.

  2) معین بودن مورد هبه: برخی فقها هبه كلی را باطل می‌دانند ولی نظر مشهور، صحت آن است.

شرط عوض در هبه

«هبه می‌تواند معوض باشد و واهب شرط كند كه متهب مالی را به او در مقابل هبه تملیك كند یا عمل مشروعی را مجاناً به جا آورد». (مفاد ماده 801 قانون مدنی)

ماهیت هبه 

در مورد این‌كه عقد هبه جائز است یا لازم، اختلاف نظر وجود دارد ولی آن‌چه مسلم است، آن است که: «هبه برخلاف عقود جایز با مرگ یكی از طرفین منحل نمی‌شود و حق رجوع واهب از بین می‌رود». (مفاد ماده 805 قانون مدنی)

 رجوع از هبه، منوط است به بقاء عین موهوبه.

«بعد از قبض نیز واهب می‌تواند با بقاء عین موهوبه از هبه رجوع نماید». (مفاد ماده 803 قانون مدنی)

موارد قابل رجوع نبودن هبه

  1) در صورتی‌كه متهب پدر و مادر یا اولاد واهب باشد.

  2) در صورتی‌كه هبه معوض بوده و عوض آن هم داده شده باشد.

  3) در صورتی‌كه عین موهوبه از ملكیت متهب خارج شده یا متعلق حق غیر واقع شود؛ خواه قهراً، مثل این‌كه متهب به واسطه فلس، محجور شود، خواه اختیاراً، مثل این‌كه عین موهوبه را به رهن داده باشد.

  4) در صورتی‌كه در عین موهوبه تغییری حاصل شود. مثل این‌كه در زمین ساختمان، ساخته شود، یا پارچه‌ای، دوخته شود. بنابراین ملاك تغییر، عرفی است.

۵- هر یک ازطرفین (واهب یا متهب) فوت شوند.

۶- مال بخشیده شده بعنوان صدقه داده شده باشد.

۷- اگر طلبکار طلب خود را به بدهکار بخشیده باشد نیز قابل رجوع نیست.

در این‌كه آیا می‌توان حتی در موارد فوق در عقد هبه شرطی را گنجاند كه حق رجوع برای واهب باشد.اختلاف نظر است، ولی ظاهراً چنین شرطی مخالف ذات عقد نیست و نافذ است.

آیا هبه کننده در مالی که هبه کرده حق تصرف دارد؟

ممکن است واهب بعد از هبه و تحویل آن به متهب در مالی که بخشیده تصرف نماید مانند اینکه آن را به دیگری هبه کند یا بفروشد آیا این اقدام، انتقال مال غیر محسوب میشود یا خیر؟

در چنین موردی باید بین جائی که حق رجوع هست با جائی که حق رجوع نیست تفاوت قائل شد؛ بدین معنا که هر جا حق رجوع از بین رفته یا وجود ندارد (مانند اینکه متهب مال را به دیگری منتقل کرده یا متهب پدر یا مادر یا اولاد باشند) واهب حق تصرف نخواهد داشت و اگر آن را به دیگری منتقل کند انتقال مال غیر است.

اما اگر حق رجوع هنوز باقی است تصرف واهب منعی نخواهد داشت بلکه میتوان  تصرف او را اگر کاشف از قصد رجوع باشد، رجوع تلقی کرد و نمی­شود نام انتقال مال غیر بر آن نهاد.

ماهیت رجوع از هبه

رجوع ایقاع است و با هر لفظ و فعلی واقع می‌شود و برای رجوع باید واهب، قصد داشته باشد.

آثار رجوع

  1) استرداد مال موهبه؛ مال با همان وضعیتی كه دارد به واهب برمی‌گردد و نقص و عیبی كه در مال ایجاد شده حتی اگر به وسیلۀ متهب باشد، واهب نمی‌تواند، از متهب ارش بخواهد؛ چرا كه مال مجاناً تملیك شده و عیب و نقص در ملكیت متهب حاصل شده است و لذا او ضامن نیست. ولی اگر متهب اقداماتی كرده كه موجب افزایش و زیادتی در سال آینده شده است، متهب به نسبت زیادتی حق مطالبه دارد.

  2) نماء متصل و منفصل عین موهوبه: با رجوع از هبه، باید تكلیف منافع مال نیز مشخص شود.

«اگر منافع متصل باشد مال واهب و اگر منفصل باشد مال متهب خواهد بود».  (مفاد ماده 804 قانون مدنی)

رجوع از هبه به چه صورت ممکن است؟

در مورد اینکه رجوع به چه صورت ممکن است صورت خاصی بیان نشده است لذا واهب به هر شکل ممکن، که کاشف از قصد رجوع  باشد می­تواند رجوع کند؛ مثل اینکه قصد خود را بنویسد یا با لفظ مقصود خود را برساند یا اینکه اقدام به تصرف نماید. ماده ۴۴۹ قا نون مدنی به همین امر اشاره دارد.

 بنابراین اگر واهب بعد از بخشیدن مال به طرف خود، از کرده خویش پشیمان شود و با شیوه­های مذکور عمل نماید می­توان اقدام او را رجوع محسوب نمود. البته خوب است کسی که می­خواهد از هبه­اش رجوع نماید با ارسال اظهارنامه­ای برای متهب قصد خود را به اطلاع او برساند خاصیت این کار این خواهد بود که قصد خود را از طریق مرجع قانونی به اطلاع طرف رسانده مضافا تاریخ رجوع مشخص است و بعداً بر سر ارزشهای افزوده مال اختلافی ایجاد نخواهد شد.

فرق حق فسخ و حق رجوع

بین حق فسخ وحق رجوع تفاوت است بدین صورت که:

اولا- حق رجوع قائم به شخص است و به وارث منتقل نمی­شود یعنی اگر هبه کننده بعد از اینکه مال را بخشید وآن را به تصرف طرف قرار داد و سپس فوت نمود وارث او حق رجوع نخواهند داشت اما در معامله ای که در آن حق فسخ هست و صاحب حق در مدت بقاء آن حق فوت نماید حق فسخ به وارث منتقل می­شود.

ثانیا- اگرمعامله­ای که در آن حق فسخ بوده و صاحب حق آن معامله را به همان جهت (حق فسخ) به هم بزند تمام نمائات (ارزشهای افزوده)متعلق به فسخ کننده خواهد بود؛ اما اگر معامله از نوع هبه با حق رجوع باشد و هبه کننده پشیمان شود و اقدام به رجوع نماید در انتقال نمائات تفصیل قائل شده­اند؛ یعنی اگر نمائات متصل باشد (مانند چاق شدن گوسفند) متعلق به رجوع کننده است ولی اگر منفصل باشد (مانندنوزاد آوردن گوسفند) در مالکیت متهب باقی است و رجوع کننده حقی نسبت به آن ندارد.

نکته :

بر خلاف هبه کننده که حتما باید عاقل و بالغ باشد طرف او لازم نیست لزوما چنین شرطی داشته باشد بنابراین شخصی که مال به او هبه میشود می­تواند صغیر یا مجنون باشد در این صورت با قبول هبه از طرف ولی و سرپرست صغیر یا مجنون و تصرف او هبه محقق خواهد شد.

گاهی هبه در مقابل عوض است یعنی هبه کننده مالی را به شخصی می بخشد و با او شرط می­کند که او نیز مالی را ببخشد و یا آنکه کاری را که مشروع باشد برایش مجانی انجام دهد.

فرق صدقه با هبه و هدیه چیسست؟

صدقه، تملیك مال است به فقراء به قصد تقرب به خداوند (صدقه فقط معامله با خداست) و رجوع و اقاله ممكن نیست و تملیک فقط به اقباض محقق می­شود (مفاد ماده 807 قانون مدنی)‌

در هدیه شرط است که مال از مکانی به مکان دیگر نقل داده شود و برای اکرام و تعظیم طرف مقابل است (که معمولاً جنبه تعامل دارد).

هبه به قصد جلب محبت دیگران است و لزوماً‌ قصد تقرب نیست و امكان اقاله و رجوع هست.





نوع مطلب : دینی، حقوق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 بهمن 1394 04:45 ب.ظ
دو تا از سوالات دكتری٩٥ درس مدنی از متن بالا بود
یکشنبه 11 بهمن 1394 04:45 ب.ظ
دو تا از سوالات دكتری٩٥ درس مدنی از متن بالا بود
چهارشنبه 29 مهر 1394 11:19 ق.ظ
خوشم اومد
شنبه 20 اردیبهشت 1393 11:38 ق.ظ
بوس




دوشنبه 20 اردیبهشت 1389 08:16 ق.ظ

`*. .*
. . * ) . * )
( . ( . . . `
_____****__________****
___***____***____***__ ***
__***________****_______***
_***__________**_________***
_*** دوست خوبم وبلاگت خیلی ***
_*** _____قشنگه موفق _____***
__*** ____ باشی ___ ***
___***اگه وقت کردی یه سریم ***
____***______به ما بزن___***
______***ممنون میشم__***
________***_______***
__________***___***
____________*****
_____________***
______________*( . * ( . * ( . * ( . *
............................................................................................................

سلام دوست گلم

امیدوارم دلشاد و سر زنده باشی.

وبتو دیدم واقعا زیبا و پر محتوا بود بهت تبریک میگم .

به خاطر این همه سلیغه و هوش و زکاوت…

من غزل هستم.دعوتت می کنم که به وبلاگ منم بیای و دربارش نظر بدی



http://shameless.mihanblog.com/

این ادرس گروه یاهوی منه:

http://shameless.mihanblog.com/extrapage/shameless

توش عضو شی ها.میتونیم باهم اشنا بشیم مطالبمونو به هم بدیم
و.........
اگه اجازه بدی می خوام باهات تبادل لینک کنم…

منو با اسم (جوک محشرمیخوای؟اینجاست) لینک کن.

فکر نمی کنم که ضرری داشته باشه. منتظرم ها.[بدرود][بدرود][بدرود]
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

اللهم صل علی محمد و آل محمد (وعجل فرجهم)
مدیر وبلاگ : محمدرضا بلانیان
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظر شما درباره نتیجه مذاکرات هسته ای چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :