تبلیغات
بلان - آثار اخلاقى - تربیتى قیام سیدالشهداء علیه السلام
بلان
بارها گفت محمد، که علی جان من است؛ هم به جان علی و جان محمد صلوات

ایجاد اخلاق جدید در جامعه مسلمین
احساس گناه در بین مسلمین
ازدیاد محبوبیت سیدالشهداء علیه السلام و خاندان وحى

ایجاد اخلاق جدید در جامعه مسلمین

یكى از آثار و بركات سیدالشهدا علیه السلام در بعد اخلاقى - تربیتى این است كه قیام او باعث گردید در جامعه مسلمانان نوعى اخلاق جدید بلند نظرانه پدید آید و نظر انسان را به زندگى خود و دیگران، دگرگون سازد تا بتواند بدینوسیله جامعه را اصلاح نماید. و به عبارت دیگر، با خودسازى به دیگر سازى نیز بپردازد.

آرى، در آن زمانى كه بنیاد روانى و اخلاقى مردم در هم ریخته و ویران شده بود و این ویرانى شامل رهبران مسلمین و بزرگان آنان نیز شده بود و با اخلاق و شیوه اى وحشتناك زندگى مى كردند، امام حسین علیه‌السلام یگانه درمان آن حالت بیمارگونه را كه در مجتمع مسلمانان مورد قبول واقع شده بود، در قیام آشكار و فریاد در آن سكوت مرگبار دید.

لذا آن حضرت با خون پاك خود و فرزندان و یارانش و با همه اعتبارات احساسى و تاریخى، حتى شمشیر و عمامه جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله، وارد مبارزه گردید تا همه روزنه ها و راه‌هاى توجیه را فرو بندد.

در اثر قیام و شهادت امام حسین علیه السلام موجى در روح مسلمین به وجود آمد، حمیت و عزت، شجاعت و صلابت به وجود آمد، و احساسات بردگى و اسارتى كه از اواخر حكومت عثمان و تمام دوره معاویه بر روح جامعه اسلامى حكمفرما بود، تضعیف شد و ترس آنها را فرو ریخت، خلاصه، ابا عبدالله علیه‌السلام به اجتماع اسلامى شخصیت داد.

سیدالشهدا علیه السلام نیك دریافته بود كه وجدان شكست خورده و اخلاق پست امت را نمى توان به وسیله رویارویى ساده دگرگون ساخت، از این رو با قیام و شهادت خویش دیرى نپایید كه اخلاق هزیمت و فرار را به نیرویى عظیم درآورد و اخلاق جدیدى به جاى آن جایگزین نمود.

به راستى شهادت حسین بن على علیه السلام تاثیر ژرف و شگرفى بر شیعیان ساكن و ساكت بجاى گذاشت، و سرنوشت غم انگیز نواده پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله عواطف اخلاقى و مذهبى مردم را به هم ریخت.

در اثر قیام و شهادت امام حسین علیه السلام موجى در روح مسلمین به وجود آمد، حمیت و عزت، شجاعت و صلابت به وجود آمد، و احساسات بردگى و اسارتى كه از اواخر حكومت عثمان و تمام دوره معاویه بر روح جامعه اسلامى حكم‌فرما بود، تضعیف شد و ترس آنها را فرو ریخت، خلاصه، ابا عبدالله علیه‌السلام به اجتماع اسلامى شخصیت داد.

كربلا و قیام سیدالشهدا علیه السلام نمایشگاه اخلاق عالى اسلامى و انسانى با همه صفات و طراوت آن بود و این اخلاق را نه به زبان كه در عمل به خون پاك خویش بر صفحه ماندگار تاریخ به ثبت رسانید.

از پا حسین افتاد و ما بر پاى بودیم زینب اسیرى رفت و ما بر جاى بودیم

احساس گناه در بین مسلمین

یكى دیگر از آثار نهضت و شهادت سیدالشهدا علیه السلام این بود كه مردم پس از مدت كوتاهى متوجه عدم توانایى و ضعف نفس خود شدند، لذا احساس عمیق ندامت و گناه كرده و چنین اندیشیدند كه براى جبران این اهمال كارى و غفلت، و نیز براى طلب بخشایش الهى، باید جانبازی‌هاى مشابهى را انجام دهند. و از جمله كارهاى امام زین العابدین علیه السلام این بود كه كوشید این احساس گناه را شعله ور سازد. از این رو به گروه انبوهى از مردم كوفه نهیب زده و فرمود:

«
اى مردم، شما را به خدا سوگند مى‌دهم، آیا شما فراموش كردید كه نامه ها براى پدرم نوشتید و چون به سوى شما آمد، به او خدعه و نیرنگ زدید؟! شما با پدرم عهد و پیمان بستید و با وى بیعت كردید، اما بیعت خود را شكستید و او را به قتل رساندید پس هلاكت بر شما باد و با این توشه اى كه به آخرت فرستادید هلاكت بر شما باد.

چه رأى زشت و پلیدى را كه براى خود پسندیدید! آنگاه كه به دیدار پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله مى شتابید و به شما بگوید: «عترت مرا كشتید، هتك حرمت مرا كردید.» با چه دیده اى به او نظر خواهید كرد؟ و سرانجام به شما خواهد گفت: «از امت من نخواهید بود.»(1)

این احساس گناه عامل همیشه شعله ورى بود كه مردم را براى شورش و انتقام‌جویى همواره به جلو مى راند.

طولی نكشید كه (حكومت) ظلم و جور معاویه و جانشیان او منهدم شد و در كمتر از یك قرن قدرت از بنى‌امیه سلب گردید. منهدم شدن (قدرت) بنى‌امیه به قسمى شد كه امروز نام و نشانى از آنها نمودار نیست و اگر در متن كتب تاریخى نامى از این قوم ذكر شده در تعقیب آن هزاران نفرین و ناسزا هم نوشته شده است، و این نیست مگر به واسطه قیام امام حسین علیه السلام و یاران با وفاى او

استاد «عادل ادیب» در این باره مى نویسد: شهادت فجیع امام حسین علیه السلام در كربلا موجى شدید از احساس گناه در وجدان هر مسلمانى برانگیخت. آنان پى بردند كه مى توانستند او را یارى دهند. اما از آن پس كه با او براى قیام پیمان بستند، او را یارى نكردند.

این احساس گناه دو جنبه داشت: از یك طرف انسان را وادار مى‌ساخت كه گناهى را كه مرتكب شده با كفاره بشوید، و از طرف دیگر نسبت به كسانى كه او را به ارتكاب چنین گناهى واداشته بودند، احساس كینه و نفرت كند. به طورى كه انگیزه انقلاب‌هاى متعددى كه در اثر قتل امام علیه السلام برپا شد، همان كفاره یارى نكردن به حضرت او، و انتقام گرفتن از امویان بود.

مقدر چنین بود كه آتش این احساس گناه، پیوسته برافروخته بماند و انگیزه انتقام از بنى امیه در هر فرصت به انقلاب و قیام بر ضد ستمگران منتهى گردد.(2)

بارى، بر اثر شهادت امام حسین علیه السلام این آیه شریفه مصداقى روشن یافت:

«
و یوم یعض الظالم على یدیه »(3)؛ و روزى كه ستمكار دست‌هاى خود را از پشیمانى مى گزد.

ازدیاد محبوبیت سیدالشهداء علیه السلام و خاندان وحى
 
سومین اثر مهم تربیتى قیام و شهادت سیدالشهداء علیه السلام، بالا بردن محبوبیت خاندان حضرت على علیه السلام در اجتماع اسلامى و شناساندن بیشتر و بهتر آنان به مردم بوده است .

مسئله داشتن محبوبیت و قبضه كردن افكار اجتماع از مسائل حیاتى و مهمى است كه همواره مورد نظر حكومت‌ها بوده و هست. حكومت‌ها هر چند به طور اكثر، تكیه‌گاه بزرگى جز قدرت ندارند، اما به خوبى مى‌دانند كه نیرومندتر از قدرت نظامى، جایگاهى است كه در دل‌هاى مردم مى باشد، و سعى دارند آن را براى خویش به دست آورند.

معاویه نیز با همه تلاش‌هاى شیطانى خود به طور كلى مى‌خواست دو چیز را به دست آورد: یكى محبوبیت بخشیدن به خاندان و شجره خبیثه بنى‌امیه، و دیگرى سقوط خاندان و شجره طیبه حضرت على علیه السلام از محبوبیت.

متاسفانه معاویه در این تلاش خود موفقیت بسیارى هم كسب كرد. اما با ظهور حماسه حسینى و جانبازی‌هاى مردان راستین خدا، نفوذ معنوى و اعتبار روحانى عمیقى براى سیدالشهدا و اهل‌بیت علیهم السلام ایجاد نمود.

به طورى كه هر چه از آن واقعه مى‌گذشت مردم بیشترى به خاندان حضرت على علیه السلام جذب مى شدند این محبوبیت رفته رفته چنان بالا گرفت كه عده اى براى خونخواهى و به نام هواداران از خاندان رسول خدا صلی الله علیه و آله دست به قیام زدند.

آرى، اگر حسین بن على علیه السلام پیش از نهضت مردانه اش به عنوان امام وقت و سبط پیغمبر و فرزند على و فاطمه، و بزرگترین شخصیت از خاندان وحى شناخته مى شد، پس از قیام با حفظ مقامات سابق، به نام عالی‌ترین و كامل‌ترین نمونه مردانگى و مجاهدت و فداكارى در راه خدا و حقیقت شناخته شد.

«
مسیو ماربین آلمانى» در این خصوص مى نویسد: «مهمترین اثر این نهضت این بود كه ریاست روحانى كه در عوالم سیاست اهمیت شایانى داشت، مجدداً به دست بنى هاشم افتاد، و به ویژه در بازماندگان حسین علیه السلام مسلم گردید، و چندى طول نكشید كه (حكومت) ظلم و جور معاویه و جانشیان او منهدم شد و در كمتر از یك قرن قدرت از بنى‌امیه سلب گردید.

منهدم شدن (قدرت) بنى‌امیه به قسمى شد كه امروز نام و نشانى از آنها نمودار نیست و اگر در متن كتب تاریخى نامى از این قوم ذكر شده در تعقیب آن هزاران نفرین و ناسزا هم نوشته شده است، و این نیست مگر به واسطه قیام امام حسین علیه السلام و یاران با وفاى او.»(4)

پی‌نوشت‌ها:
1-
سیره امامان، سید محسن امین، ص 188.

2-
زندگانى تحلیلى پیشوایان ما، عادل ادیب، ص 149.

3-
سوره فرقان، آیه 27.

4-
نقل از كتاب درسى كه حسین به انسان‌ها آموخت، شهید هاشمى نژاد، ص 445.

منبع:كتاب آثار و بركات سیدالشهدا، علیرضا رجالى تهرانى.





نوع مطلب : دینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

اللهم صل علی محمد و آل محمد (وعجل فرجهم)
مدیر وبلاگ : محمدرضا بلانیان
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظر شما درباره نتیجه مذاکرات هسته ای چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :